تبلیغات
پاتوق پارس - مطالب آذر 1394


آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نکرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه‌هایی را که انبار کرده اند و خشکبار و تنقلات می‌خورند.

همچنین دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می‌نشینند تا سپیده دم بشارت شکست تاریکی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید که بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا که به زعم آنان در این شب، تاریکی و سیاهی در اوج خود است.

واژه یلدا، از دوران ساسانیان که متمایل به به کارگیری خط (الفبای از راست به چپ) سریانی شده بودند به کار رفته است.

یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زاد روز یا تولد است که از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست که هنوز در بسیاری از نقاط ایران مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال، به جای شب یلدا از واژه مرکب شب چله استفاده می شود.

خور روز (دی گان)- یکم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و کارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر.

در این روز جنگ کردن و خونریزی، حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می‌دانستند و در جبهه ها رعایت می کردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.

ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و لختی بیاسایند.

در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند.

دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند.

البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانه‌ای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقی‌مانده میوه‌هایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات می‌خوردند و دور هم گرد هیزم افروخته می‌نشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است.

جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‌نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‌شود.

متل‌گویی که نوعی شعرخوانی و داستان‌خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف می‌کردند.

آیین شب یلدا یا شب چله، همراه با خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادین دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند.

این میوه‌ها که اغلب دانه‌های زیادی دارند، نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت‌خیزی و پردانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت‌آور می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند.

همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشید در شب به‌شمار می‌روند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

جشن شب یلدا یک جشن کاملاً زنده است و همه مسیحیان جهان این جشن را با نام جشن تولد مسیح برگزار می کنند. یلدا و مراسمی که در نخستین شب بلند زمستان و بلندترین شب سال برپا می کنند سابقه‌ای بسیار دراز داشته و مربوط می‌شود به ایزد مهر.

این جشن که یکی از کهن ترین جشن های ایران باستان است در اصطلاح به آن شب چله هم می گویند. چله بزرگ از یکمین روز دی ماه جشن خرم روز تا دهم بهمن که جشن سده است به طول می انجامد و آن را چله بزرگ می نامند به آن دلیل که شدت سرما بیشتر است، آنگاه چله کوچک فرا می رسد که دهم از بهمن تا بیستم اسفند به طول می انجامد و سرما کم کم کاسته می‌شود.

چله اول که اولین روز زمستان و یا نخستین شب آن است تولد مهر و خورشید شکست ناپذیر است، زیرا مردم دوره های گذشته که پایه زندگی شان برکشاورزی و چوپانی قرار داشت و در طول سال با سپری شدن فصل ها و تضادهای طبیعت خو داشتند و براثر تجربه و گذشت زمان با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت حرکت و قرار ستارگان آشنایی یافته و کارها و فعالیتشان را براساس آن تنظیم می کردند و به تدریج دریافتند که کوتاهترین روزها آخرین روز پاییز یعنی سی ام آذر و بلندترین شب ها شب اول زمستان است اما بلافاصله بعد از این با آغاز دی روزها بلندتر و شب ها کوتاه تر می‌شود.

اقوام قدیم آریایی جشن تولد آفتاب را آغاز زمستان می گرفتند خصوصاً ژرمن ها که این ماه را به خدای آفتاب نسبت می دهند و زیاد هم بی تناسب نیست چرا که آغاز زمستان مثل تولد خورشید است که از آن روز در نصف کره شمالی رو به افزایش و ارتفاع و درخشندگی می گذارد و هر روز قوی تر می شود.

در این شب آتش برمی افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیاطین نابود شده و بگریزند و همچنان که خورشید به مناسبت فروغ و گرمای کارسازش تقدس پیدا کرده بود آتش نیز همان والایی را نزد مردمان دارا شد.

چون تاریکی فرا می رسید در پرتو روشنایی آتش تاریکی اهریمنی را از بین می بردند. در شب یلدا یا تولد خورشید افراد دور هم جمع می شدند و جهت رفع این نحوست آتش می افروختند و خوان ویژه مانند سفره یی که عید نوروز تهیه می کنند اما محتویات آن متفاوت است می گستراندند و هر آنچه میوه تازه فصل که نگهداری شده بود و میوه های خشک در سفره می‌نهادند.

این سفره جنبه دینی داشته و مقدس بود و از ایزد خورشید روشنایی و برکت می طلبیدند تا در زمستان به خوشی سر کنند و میوه های تازه و خشک و چیزهای دیگر در سفره تمثیلی از آن بود که بهار و تابستانی پربرکت داشته باشند و همه شب را در پرتو چراغ و نور و آتش می گذراندند تا اهریمن فرصت دژخویی و تباهی نیابد.

سفره شب یلدا سفره میزد است و میزد عبارت است از میوه های تر و خشک و آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان لرک که از لوازم این جشن بود که به افتخار و ویژگی مهر یا خورشید برگزار می شد.

امروز هم ایرانیان در سراسر جهان این جشن زیبا را در کنار یکدیگر برگزار می کنند و به خواندن شاهنامه و گرفتن فال حافظ می‌پردازند.

برای در امان بودن از خطر اهریمن، در این شب همه دور هم جمع می شدند و با برافروختن آتش از خورشید طلب برکت می‌کردند.

آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند.

در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده گویی می کنند.

جشن شب یلدا جشنی است که از ۷ هزارسال پیش تاکنون در میان ایرانیان برگزار می‌شود. ۷ هزار سال پیش نیاکان ما به دانش گاه شماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است.

یکی دیگر از دلایل برگزاری این جشن، شب زادروز ایزدمهر یا میترا است. مهر به معنای خورشید است و تاریخ پرستش آن در میان ایرانی ها و آریایی ها به پیش از دین زرتشت بازمی گردد که پس از ظهور زرتشت این پیامبر او را اهورامزدا تعریف کرد. یکی از ایزدان اهورایی مهر بود که هم اکنون بخشی از اوستا به نامش نامگذاری شده.

منبع : همشهری آنلاین


چه زیباست در این شب، به دیدار نزدیکان برویم و همیدیگر را تنها نگذاریم. امشب شب انسانیت و با هم بودن است.

اینم هدیه ای برای شما که خاص هستید:

کلیک کن تا ببینیش

عمرتون صد شب یلدا...

دلاتون شاداب و زیبا...




طبقه بندی: پاتوق آموز، مناسبتی،

تاریخ : دوشنبه 30 آذر 1394 | 04:52 ب.ظ | نویسنده : مدیریت اصلی | نظرات


به امامت رسیدن امام زمان(عج) را تبریک و شادباش عرض می کنیم.


تاریخ : یکشنبه 29 آذر 1394 | 08:57 ب.ظ | نویسنده : مدیریت اصلی | نظرات


با عرض تسلیت به مناسبت شهادت یازدهمین خورشید امامت، امام حسن عسکری(ع)، تسلیت باد.
به همین مناسبت، داستانی مناسب را برای شما نقل می کنیم:

حضرت امام حسن عسگری علیه السلام از طرف حکومت عباسی به دست مأموری سپرده شده بود.
او از حکومت عباسی اجازه داشت امام را میان درندگان بیندازد.
همسرش به او گفت:« تقوای خداوند را پیشه کن. تو متوجه نیستی چه کسی در منزل توست؟»
آن گاه عبادت، پاکی و نیکوکاری امام را به شوهرش یادآور شد و گفت:« من برای تو می ترسم. می‌ترسم حق او را رعایت نکنی و گرفتار عذاب بشوی.»

اما مرد زیر بار نرفت و امام حسن عسگری علیه السلام را میان درندگان انداخت. هیچ کس تردیدی نداشت که درندگان، امام را طعمه خود خواهند کرد. اما وقتی پس از مدتی برای تماشا آمدند، دیدند امام حسن عسگری علیه السلام ایستاده و در حال نماز است، و درندگان نیز دور او را گرفته اند.
با دیدن این منظره، امام را از میان درندگان خارج کردند.


منبع داستان: وبلاگ داستان کوتاه





طبقه بندی: مذهبی، مناسبتی،

تاریخ : شنبه 28 آذر 1394 | 08:50 ب.ظ | نویسنده : مدیریت اصلی | نظرات



به گزارش پاتوق خبر به نقل از وبسایت استار تی وی؛ مدیر شبکه تهران درباره فعالیت رسمی این شبکه از ابتدای دی ماه بیان کرد که قرار است سه برنامه شامل یک مجموعه مستند تلویزیونی، برنامه ای با ساختار رئالیتی‌شو و یک برنامه ترکیبی تولید کنند.

احسان کاوه مدیر شبکه تهران در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به فعالیت رسمی این شبکه از ابتدای دی ماه درباره برنامه های آن که در بستر اچ دی نمایش داده می شود، گفت: برنامه های ما در این شبکه تمایزی با دیگر شبکه ها دارد آنهم این است که به دلیل اچ دی بودن از کیفیت بالاتری برخوردار هستند.

برای خواندن ادامه ی گزارش، به ادامه ی مطلب بروید...


ادامه مطلب

طبقه بندی: پاتوق خبر،

تاریخ : جمعه 27 آذر 1394 | 12:31 ب.ظ | نویسنده : مدیریت اصلی | نظرات


به گزارش پاتوق خبر شبکه ی ورزش قرار بود از روز یکشنبه 22 آذرماه 1394 نسبت پخش تصاویر خود را از 4:3 به 16:9 تغییر دهد که البته اکنون که 2 روز از تاریخ اعلام شده می گذرد، با این که بسیاری از برنامه های این شبکه به صورت 16:9 پخش می شود، ولی باز هم برخی از برنامه ها 4:3 هستند. باید صبر کنیم و ببینیم چه موقعی نسبت تصویر این شبکه تغییر می کند؟
لازم به ذکر است که نسبت تصویر 16:9 برای تلویزیون های LCD و LED و مخصوص فیلم برداری با کیفیت HD می باشد.
شبکه های داخلی که اکنون با نسبت تصویر 16:9 می باشند عبارت اند از:

برای جدیدترین اخبار شبکه های سیما به ادامه ی مطلب بروید...

ادامه مطلب

طبقه بندی: پاتوق خبر،

تاریخ : سه شنبه 24 آذر 1394 | 03:52 ب.ظ | نویسنده : مدیریت اصلی | نظرات


حلول ماه ربیع الاول، ماه شادی اهل بیت (درود خداوند بر آنها باد)، بر همه ی شما همراهان همیشگی پاتوق پارس، مبارک باد



طبقه بندی: گزارش ها،

تاریخ : شنبه 21 آذر 1394 | 09:20 ب.ظ | نویسنده : مدیریت اصلی | نظرات


ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت هشتمین خورشید درخشان آسمان امامت، امام رضا(درود خداوند بر او باد) ، یک داستان از زندگی آن حضرت، برای شما نقل می کنیم:


راوى: اباصلت هروى

همراه امام وارد «مرو» شدیم. نزدیك «ده سرخ» توقف كردیم. مؤذن كاروان، نگاهى به خورشید كرد و رو به امام گفت: «آقا! ظهر شده است».

امام پیاده شدند و آب خواستند. نگاهى به صحرا كردیم. اثرى از آب نبود. نگران بر گشتیم . اما ازتعجب زبانمان بند آمد. امام با دست‏شان مقدارى از خاك را گود كرده بود و چشمه‏ اى ظاهرشده بود.

وارد «سناباد» شدیم. كوهى نزدیك سناباد بود كه از سنگ آن، دیگ‏ هاى سنگى مى‏ ساختند. امام به تخته سنگى از كوه تكیه دادند و رو به آسمان گفتند:

«خدایا!... غذاهایى را كه مردم با دیگ‏ هاى این كوه مى‏ پزند، مورد لطفت قرار ده و به این غذاها بركت عطا كن!»

فكر مى‏ كنم خدا به بركت دعاى امام، به كوه، نظر خاصى كرد. چون امام خواستند كه از آن روز به بعد، غذایشان را فقط در دیگ‏ هایى بپزیم كه از سنگ آن كوه ساخته شده باشد.

روز بعد، پس از كمى استراحت، امام به طرف محلى كه «هارون» ـ پدر مأمون(لعنت خدا بر آن دو باد)ـ در آن دفن شده بود، حركت كردند. مأموران حكومتى جار زدند كه امام مى‏ خواهد قبر هارون را زیارت كند، اما امام با یک حركت ساده نقشه‏ هاى مأموران را نقش بر آب كرد. آن حركت هم این بود كه كنار قبر هارون ایستادند و با انگشت، خطى در كنار قبر، كشیدند. بعد رو به ما فرمودند :

ـ این جا قبر من خواهد شد... شیعیان ما به این جا خواهند آمد و مرا زیارت خواهند كرد ... و هركس به دیدار قبرم بیاید، خدا لطفش را شامل حال او خواهد كرد.

بعد رو به قبله ایستادند و نماز خواندند و با سجده‏اى طولانى، چیزهایى را زیر لب زمزمه كردند. اشك در چشمم جمع شده بود.


منبع: پایگاه امام علی علیه السلام




طبقه بندی: مذهبی، مناسبتی،

تاریخ : شنبه 21 آذر 1394 | 09:11 ب.ظ | نویسنده : مدیریت اصلی | نظرات


این روزها جامعه ی انسان ها در ماتم به سر می برد. سه سرور جهانیان در این ایام، جهان را ترک گفته اند و انسان ها را با زرق و برق فریبنده ی دنیا رها کرده اند. انسان سردرگم شده است و این ادامه دارد تا وقتی که فرزند آنان، مهدی موعود (خداوند در فرجش تعجیل کند) قیام کند و دنیا دوباره رنگ آرامش را به خود ببیند. این روز ها که نه در آسیا، نه در آفریقا، نه در اروپا و نه در آمریکا، ساده بگویم در هیچ جای جهان، رنگ آرامش را نمی توان دید، دنیا نیاز به یک منجی دارد. یک کسی که همه ی انسان ها برای او محترم باشند. سفید پوست و سیاه پوست نکند، نژاد دوست نباشد و خلاصه برای همه ی انسان ها دلسوز باشد و پارتی بازی کند. کسی که انبیا و امامان گذشته وعده ی آمدنش را داده اند و نشانه هایی را ذکر کرده اند که اکنون بسیاری از آن نشانه ها را ما به چشم خود می بینیم. آری. ظهور نزدیک است... به امید آرامش...
رحلت جان سوز پیامبر گرامی اسلام (درود خداوند بر او و خاندانش باد) و شهادت امام حسن و امام رضا (درود خداوند بر آنان باد) بر همه، تسلیت باد.




طبقه بندی: گزارش ها، مذهبی، مناسبتی، متن های با ارزش،

تاریخ : پنجشنبه 19 آذر 1394 | 02:15 ب.ظ | نویسنده : مدیریت اصلی | نظرات



ﺩﻭﺍﻥ ﺩﻭﺍﻥ ﺍﺯ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻧﺰﺩ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﻓﺖ. ﺩﻭ ﻋﺪﺩ ﻣﺘﻜﺎ ﺭﻭﻱ ﻫﻢ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺷﻜﻞ ﻣﻨﺒﺮ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﻛﻮﺩﻛﻲ ﺍﺵ ﺑﺮ ﻣﻨﺒﺮ ﺑﻨﺸﻴﻨﺪ ﻭ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﻲ ﻛﻨﺪ. ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﻣﻲ‌ﺷﺪ، ﻳﻌﻨﻲ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺮ ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮔﺶ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﻭ ﻛﻤﺎﻝ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲ‌ﻛﺮﺩ ﻭ ﺁﻳﺎﺕ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﻣﻲ‌ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺷﻜﻞ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻭﺣﻲ ﺍﻟﻬﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﻄﻠﻊ ﻣﻲ‌ﻛﺮﺩ. ﻣﺎﺩﺭ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﻱ ﭘﺴﺮ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺵ ﻣﻲ‌ﻧﺎﺯﻳﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻴﻮﺍﻳﻲ ﻛﻠﺎﻡ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﺶ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﻲ‌ﻛﺮﺩ. ﮔﻮﻳﺎ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺍﺗﻔﺎﻗﻲ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﺳﺨﻨﺮﺍﻥ

ﻛﻮﭼﻚ ﻣﺎ ﻣﺜﻞ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﻗﺒﻞ ﻋﺎﺩﻱ ﻭ ﺭﻭﺍﻥ ﺻﺤﺒﺖ ﻧﻤﻲ ﻛﺮﺩ، ﮔﺎﻫﻲ ﺩﺭ ﺳﺨﻨﺎﻧﺶ ﻭﻗﻔﻪ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻣﻲ‌ﺷﺪ ﻭ ﮔﺎﻫﻲ ﻧﻴﺰ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﺳﺘﻲ ﻧﻤﻲ ﺭﺳﺎﻧﺪ... ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺮﺳﻴﺪ: ﭘﺴﺮﻡ، ﭼﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﻲ ﺭﺍﺣﺖ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻲ؟ - ﻣﺎﺩﺭ، ﻣﺜﻞ ﺷﺎﮔﺮﺩﻱ ﺷﺪﻩ‌ﺍﻡ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﺳﺘﺎﺩﺵ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺣﺖ ﺻﺤﺒﺖ ﻛﻨﺪ، ﮔﻮﻳﻲ ﺷﺨﺺ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺣﺮﻑ‌ﻫﺎﻱ ﻣﺮﺍ ﻣﻲ‌ﺷﻨﻮﺩ... ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻣﺎﺩﺭ ﺟﺎﻥ، ﻫﻮﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻋﻠﻲ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪ ﻭ ﭘﺴﺮﺵ (ﺣﺴﻦ) ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻮﺳﻴﺪ. ﺳﭙﺲ ﮔﻔﺖ: ﺍﺣﺴﻨﺖ، ﻣﺮﺣﺒﺎ، ﭘﺲ ﺗﻮﺑﻮﺩﻱ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺁﻳﺎﺕ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﻣﻲ‌ﺧﻮﺍﻧﺪﻱ.....

-حیات پاکان : قسمت مربوط به امام حسن مجتبی علیه السلام

ﻣﻨﺎﻗﺐ، ﺝ 4، ﺹ 7


منبع: وبلاگ داستان مذهبی، داستان های پندآموز و قرآنی




طبقه بندی: مذهبی، مناسبتی، پاتوق آموز،

تاریخ : پنجشنبه 19 آذر 1394 | 02:06 ب.ظ | نویسنده : مدیریت اصلی | نظرات


پاتوق آموز/ بنا به قول‌های معتبر، ‌امام حسن(ع) روز بیست و هشتم ماه صفر سال 49 هجری در سن 47 سالگی به خاطر خوردن زهر و مسمومیت ناشی از آن به شهادت رسید و در قبرستان بقیع به خاك سپرده شد. «شیخ كلینی» از دانشمندان بزرگ شیعی كه كتاب‌هایی در باب معرفی امامان دوازده‎گانه شیعه دارد، از «ابوبكر حضرمی» نقل می‌كند كه؛ «جعده» دختر «اشعث‎بن قیس كندی»، امام حسن(ع) را با زهر مسموم كرد. و نیز یكی از كنیزان آن حضرت را زهر داد و مسموم كرد، زهر را برگردانید، ولی آن زهر در درون جان امام حسن(ع) جای گرفت و مجروح كرد و آن حضرت بر اثر آن، شهید شد.» هنگامی كه امام حسن(ع) به شهادت رسید، امام حسین(ع) او را غسل داد و كفن كرد و جنازه او را درون تابوت گذاشت و به محلی كه رسول خدا(ص) در آنجا بر جنازه‌ها نماز می‌خواند، حركت داد، و بر جنازه نماز خواند. اما این اقدام‌ها همراه با فشارهای افراد منسوب به بنی‌امیه بود، به نحوی كه آنها اجازه ندادند تا امام حسن(ع) در خانه حضرت رسول(ص) دفن شود و جسم پاك او را در قبرستان بقیع به خاك سپردند. اما این كار نیز بدون حاشیه‌ها نبود و ایادی دنیاطلب معاویه، با شقاوت و بی‌رحمی اقدام به تیرباران جسد فرزند رسول خدا(ص) كردند؛ در حالی‌كه خود را مسلمانان واقعی می‌نامیدند. با این حال، تاریخ اسلام گواه است كه یكی از جنایات هولناك معاویه در طول حكومت خود، به شهادت رساندن امام حسن مجتبی(ع) بود و ردپای این جنایت هولناك در تاریخ، به طور آشكار دیده می‌شود. جنایت به این صورت شكل گرفت كه معاویه ضمن توطئه‌ای خائنانه و با بهره‌گیری از دختر «اشعث‎بن قیس» (همسر امام‌حسن) او را مسموم و به شهادت رسانید. چهره ‌شیطانی و پیمان‌شكن، و دورویی و نفاق معاویه كه در طول حیات سیاسی‎اش فراوان خود را نشان می‌داد در ضمن این جنایت نیز روشن‌تر از همیشه در معرض دید همگان قرار گرفت. تاریخ، این مطلب را با قوت هرچه بیشتر به اثبات رسانده است. با این حال افراد متعصبی چون «ابن‎خلدون» كه از آبشخور آلوده بنی‌امیه سیراب می‌شد، جریان را بی‌پایه و ضعیف قلمداد كرده می‌نویسد: «آنچه درباره مسموم شدن حسن‎بن علی(ع) به وسیله معاویه نقل شده، روایتی است كه شیعه آن را ساخته و پرداخته است.» البته این نظر خاص، ناشی از گرایشات خاص دینی «ابن‎خلدون» است كه او برای دفاع از چهره‌ای مرموز و نامطلوب همچون معاویه مفاد تاریخ اسلام را عوض كرده است. مظلومیت امام در جریان دفن آن حضرت بیشتر جلب توجه می‌كند. هنگامی كه اهل بیت(ع) می‌خواستند طبق وصیت آن حضرت، او را كنار قبر پیامبر(ص) دفن كنند، قداره‌داران بنی‌امیه به مخالفت برخاستند. در این میان «مروان‎بن حكم» از میان آشوب‌گران فریاد برآورد: «در حالی كه عثمان در دورترین نقطه بقیع به خاك سپرده شد، گمان می‌كنید كه اجازه می‌دهم حسن‎بن علی(ع) در خانه رسول خدا(ص) دفن شود؟!» پیشتاز آشوب، سوار بر مركبی، ادعای مالكیت خانه را از طریق ارث كرده و ممانعت خود را تا پای جان از دفن امام در آرامگاه رسول خدا(ص) اعلان داشت. حتی كار از این بالاتر گرفت و در نهایت شقاوت و سبعیت، جنازه امام را تیرباران كردند، تا جایی كه كفن آلوده به خون شد و مشایعت‌كنندگان مجبور به تعویض كفن شدند. سرانجام پس از این كشمكش‌ها، شهید مظلوم را در بقیع به خاك سپردند. در سوگ این ریحانه رسول خدا(ص) طبق روایاتی كه رسیده، مردم مدینه ـ كه بیشتر آنها از فرزندان انصار بودند ـ به ماتم نشسته و بازارهای مدینه را بستند. عمربن بشیر همدانی می‌گوید: «از اسحاق پرسیدم: متی ذل الناس؟ چه موقع مردم ذلیل شدند؟ پاسخ داد: حین مات الحسن و ادّعی زیاد و قتل حجربن عدی؛ پس از شهادت امام حسن (ع) و استلحاق زیاد و قتل حجربن عدی.»

منبع: خبرگزاری فارس



طبقه بندی: مذهبی، مناسبتی، پاتوق آموز،

تاریخ : پنجشنبه 19 آذر 1394 | 02:02 ب.ظ | نویسنده : مدیریت اصلی | نظرات

رحلت حضرت محمد (ص)
در سال یازدهم هجرت رسول اكرم (ص) در آخرین سفرحج (در عرفه)، در مكه و در غدیرخم، در مدینه قبل از بیمارى و بعد از آن در جمع یاران و یا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هیچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان كه قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه ‏پیامبر هم در نیاز به خوراك و پوشاك و ازدواج و وقوع بیمارى و پیرى مانند دیگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد.

پیامبر اكرم (ص) یك ماه قبل از رحلت فرمود:
" فراق نزدیك شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزدیك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت  نمایم و من دو چیز گران در میان شما مى ‏گذارم و مى ‏روم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطیف و آگاه به  من خبر داد كه این دو هرگز از یكدیگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بیندیشید چگونه با آن دو رفتار خواهید نمود."

در حجه ‏الوداع در هنگام رمى‏ جمرات فرمود: "مناسك خود را از من ‏فرا گیرید، شاید بعد از امسال دیگر به حج نیایم و هرگز مرا دیگر در این جایگاه نخواهید دید."
روزى به آن حضرت خبر دادند كه مردم از وقوع مرگ شما اندوهگین ‏و نگرانند. پیامبر در حالى كه به  فضل بن عباس و على بن ‏ابی‌‏طالب (ع) تكیه داده بود به سوى مسجد رهسپار گردید و پس ازدرود و سپاس  پروردگار، فرمود: "به من خبر داده‏ اند شما از مرگ ‏پیامبر خود در هراس هستید. آیا پیش از من، پیامبرى بوده است كه‏ جاودان باشد؟! آگاه باشید، من به رحمت پروردگار خود خواهم ‏پیوست و شما نیز به  رحمت پروردگار خود ملحق خواهید شد."
روزی دیگر پیامبر (ص) با کمک علی (ع) و جمعی از یاران خود به قبرستان بقیع رفت و برای مردگان طلب آمرزش کرد.

سپس رو به علی (ع) کرد و فرمود: " کلید گنجهای ابدی دنیا و زندگی ابدی در آن، در اختیار من گذارده شده و بین زندگی در دنیا و لقای خداوند مخیر شده ام، ولی من ملاقات با پروردگار و بهشت الهی را ترجیح داده ام."
در چند روز آخر از زندگى رسول اكرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:
"اى مردم! آتش فتنه‏ ها شعله ‏ور گردیده و فتنه‏ ها همچون پاره‏هاى امواج تاریك شب روى آورده است. من در روز رستاخیز پیشاپیش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در می آئید.

آگاه باشید که من  درباره ثقلین از شما می پرسم، پس بنگرید چگونه پس از من درباره آن دو رفتار می کنید، زیرا که خدای لطیف و خبیر مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمی شوند تا مرا دیدار کنند. آگاه باشید که من آن دو را در میان شما به جای نهادم  ( کتاب خدا و اهل بیتم ). بر ایشان پیشی نگیرید که از هم پاشیده و پراکنده خواهید شد و درباره آنان کوتاهی نکنید که به هلاکت می رسید." آنگاه پیامبر (ص) با زحمت به سوی خانه اش  به راه افتاد. مردم با چشمانی اشک آلود آخرین فرستاده الهی را بدرقه می کردند.

در آخرین روزها پیامبر به علی (ع) وصیت نمود که او را غسل و کفن کند  و بر او نماز بگزارد. علی (ع) که جانش با جان پیامبر آمیخته بود، پاسخ داد: " ای رسول خدا ، می ترسم طاقت این کار را نداشته باشم. " پیامبر (ص) علی (ع) را به خود نزدیک کرد . آنگاه  انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشیر، زره و سایر وسایل جنگی خود را خواست و همه آنها را به علی سپرد.

فردای آن روز بیماری پیامبر (ص) شدت یافت اما او در همین حال نیز اطرافیان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش می کرد. سپس به حاضران فرمود: " برادر و دوستم را بخواهید به اینجا بیاید." ام سلمه، همسر پیامبر گفت: " علی را بگویید بیاید.

زیرا منظور پیامبر جز او کس دیگری نیست." هنگامی که علی (ع) آمد ، پیامبر به او اشاره کرد که نزدیک شود. آنگاه علی (ع) را در آغوش گرفت و مدتی طولانی با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بیهوش شد. با مشاهده این وضع، نواده های پیامبر (ص) حسن و حسین (ع) به شدت گریستند و خود را روی بدن رسول خدا افکندند. علی (ع)  خواست آن دو را از پیامبر (ص) جدا کند. پیامبر (ص) به هوش آمد و فرمود:
"علی جان آن دو را واگذار تا ببویم و آنها نیز مرا ببویند، آن دو از من بهره گیرند و من از آنها بهره گیرم."
سرانجام پیامبر (ص) هنگامی که سرش بر دامان علی (ع) بود، جان به جان آفرین تسلیم کرد.


منبع: بیتوته




طبقه بندی: مناسبتی، مذهبی،

تاریخ : پنجشنبه 19 آذر 1394 | 01:32 ب.ظ | نویسنده : مدیریت اصلی | نظرات


در کتاب امالی شیخ طوسی از امام صادق و ایشان از پدرانشان علیهم السلام نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هنگامی كه (در شب معراج) مرا به آسمان بردند، وارد بهشت شدم و در آن قصری از یاقوت سرخ دیدم كه بر اثر درخشش، از بیرون داخل آن دیده می شد و در آن بنایی از درّ و زبرجد بود. گفتم: ای جبرئیل! این قصر برای كیست؟ جبرییل گفت: این برای كسی است كه سخن نیكو بگوید و روزه دائمی بگیرد و غذا بدهد و در شب در حالی كه مردم خوابند، به مناجات بپردازد.
حضرت علی علیه السلام عرضه داشت: ای پیامبر خدا! در میان امت شما چه كسی طاقت انجام این كارها را دارد؟
 ایشان فرمودند: ای علی نزدیک بیا؛ و آن حضرت به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نزدیك شد. آن حضرت به او فرمود: آیا می دانی نیكو سخن راندن چیست؟ آن حضرت عرض كرد: خداوند و رسولش داناترند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: كسی كه بگوید: سبحان الله، و الحمد لله و لا إله إلا الله،‌ و الله اكبر. سپس فرمودند: آیا می دانی روزه دائمی گرفتن یعنی چه؟
 آن حضرت عرض كرد: خدا و رسولش داناترند. ایشان فرمودند:‌ هر كس ماه رمضان را روزه بگیرد و یك روز آن را هم نخورد. 
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: می دانی كه غذا دادن یعنی چه؟ آن حضرت عرض كرد: خدا و رسولش داناترند. ایشان فرمودند: منظور از آن كسی است كه به دنبال كسب روزی خانواده برآید و آبروی آنان را در برابر مردم حفظ كند.
 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: آیا می دانی كه مناجات در شب و در هنگامی كه مردم خوابند یعنی چه؟ آن حضرت عرض كرد: خدا و رسولش داناترند. ایشان فرمودند: منظور از آن كسی است كه نمی خوابد تا این كه نماز عشاء را ادا كند و منظور از این كه مردم خوابند، یهود و مسیحیانند، چرا که آنان ما بین این فاصله را می خوابند. 

منبع: امالی طوسی ج 2 ص 73

منبع: وبلاگ داستان مذهبی، داستان های پندآموز و قرآنی



طبقه بندی: مذهبی، مناسبتی،

تاریخ : پنجشنبه 19 آذر 1394 | 01:27 ب.ظ | نویسنده : مدیریت اصلی | نظرات


روزى یك عرب بیابانى خدمت پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله آمد و حاجتى داشت وقتى كه جلو آمد روى حساب آن چیزهایى كه شنیده بود ابهت پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله او را گرفت و زبانش به لكنت افتاد!
پیغمبر صلى اللّه علیه و آله ناراحت شدند و سؤ ال كردند:
آیا از دیدن من زبانت به لكنت افتاد؟
سپش پیامبر صلى اللّه علیه و آله او را در بغل گرفتند و بطورى فشردند كه بدنش ، بدن پیغمبر صلى اللّه علیه و آله را لمس نماید، آنگاه فرمودند: آسان بگیر از چه مى ترسى ؟ من از جبابره نیستم . من پسر آن زنى هستم كه با دست خودش از پستان گوسفند شیر مى دوشید، من مثل برادر شما هستم . ((هر چه مى خواهد دل تنگت بگو))

اینجاست كه مى بینیم آن قدرت و نفوذ و توسعه و امكانات یك ذره نتوانسته است در روح پیغمبر اكرم صلى اللّه علیه و آله تاءثیر بگذارد. پیغمبر و على ، مقامشان خیلى بالاتر از این حرفهاست . بایستى سراغ سلمانها، ابى ذرها، عمارها، اویس قرنى ها و صدها نفر دیگر از اینها برویم و یا قدرى به جلوتر بیائیم سراغ شیخ انصارى برویم

 سیره نبوى ، ص 29


منبع: وبلاگ داستان های مذهبی، داستان های پند آموز و قرآنی




طبقه بندی: مذهبی، مناسبتی،

تاریخ : پنجشنبه 19 آذر 1394 | 01:24 ب.ظ | نویسنده : مدیریت اصلی | نظرات


پاتوق خبر/ چند روز پیش بود که خبری در رسانه ها منتشر شد که قلب مردم را لرزاند. هنگامی که یک کودک به بیمارستانی در شهر خمینی شهر استان اصفهان برای بخیه زدن زخم صورتش که حدود یک سانتی متر بود، مراجعه کرد، پزشک بی رحم بعد از این که دید خانواده ی این کودک توانایی مالی برای پرداخت هزینه ی بخیه های صورت فرزندشان را که طبق اخبار رسیده 150000 تومان می شد را نداشتند، به پرستار خود گفت که دست کثیف خود را به صورت تازه بخیه شده ی این کودک 4 ساله ببرد و بخیه ها را بکشد. طبق اخبار، برای این پزشک از خدا بی خبر که دست کمی از تروریست های داعش ندارد و پرستار جلّاد آن، پرونده تشکیل شده است تا به وضعیت این دو فرد رسیدگی شود.
 




طبقه بندی: پاتوق خبر،

تاریخ : سه شنبه 17 آذر 1394 | 04:26 ب.ظ | نویسنده : مدیریت اصلی | نظرات


با توجه به تغییر نسبت تصویر برخی از شبکه های داخلی مانند شبکه ی 3، مستند، افق و البته بعضی اوقات، دیگر شبکه ها، بد نیست بدانیم این که می گویند: ((نسبت تصویر شبکه ها 16.9 می شود)) یعنی چه؟ حال با این دانش که هرچه نسبت تصویر عریض تر شود، کیفیت بهتر می شود و تار بودن شبکه ها کمتر می شود، تصویر بالا را باز کنید تا ببینید این نسبت ها در تلویزیون های مخلتف، به چه شکل هستند؟
شایان ذکر است که نسبت 4.3 برای تلویزیون های قدیمی است، نسبت 16.9 برای تلویزیون های LED و LCD جدید است و نسبت 21.9 برای سینماها می باشد.
منبع تصویر: سایت Rtings



طبقه بندی: پاتوق آموز،

تاریخ : دوشنبه 16 آذر 1394 | 10:06 ب.ظ | نویسنده : مدیریت اصلی | نظرات
تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • دبیرستان نمونه